ویژگیهای مدیر و مدیریت در نهج البلاغه

-- شایستگی و کفایت

علی (ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: «ای مالک در بکارگیری کارگزارانی کهباید زیر نظر تو کار کنند هیچ گونه واسطه و شفاعتی نپذیر مگر شفاعت کفایت و امانترا

- نظم و انظباط

علی (ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید: «کار هر روز را همانروز انجام بده زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد.» همچنین در وصیت خود میفرمایند: «سفارش می کنم شما را به تقوی و نظم در امور

- حسن سابقه

در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «بدترین وزیران تو کسانی هستند که وزیرانوالیان بدکار پیش از تو بوده اند و با آنان در گناهان همکاری کرده اند. مباداصاحبان اسرار تو باشند زیرا که یاران گنهکاران و برادران ستمکارانند. تو می توانیبه جای آنها بهتر از آنها را بیابی، کسانی که نظریات و نفوذ آنها را دارند ولی وزرو وبال آنها راندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاری نکرده اند. این مردانپاکدامن هزینه کمتری بر تو تحمیل میکنند و نسبت به تو مهربانترند و با بیگانه کمالف ترند، آنها را مخصوصان جلسه های سری و انجمن های علنی خود قرار ده

- داشتن پشتکار و دوری از تنبلی

علی (ع) فرموده اند: «در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه نکن.» (دلشادتهرانی،1377،ص372-375).

- بلندی همت

در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: «با بلند همتان بپیوند

- تند ذهنی و داشتن حافظه قوی

ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «کسی را برگزین که در رساندن نامهکارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ های تو به آنها کوتاهی نکند و در آنچه برای تو میستاند یا از طرف تو به آنها تحویل می دهد فراموشکار نباشد.

- آینده نگری

در خطبه 154 فرموده اند: «بینادل خرد مند پایان خویش می بیند و پست و بلند ونشیب و فراز خود را می شناسد

- پاکی و صلاحیت خانوادگی

آن حضرت به مالک اشتر توصیه می نماید: «و از آنان که گوهری نیک دارند و ازخاندانی پارسا و صالحند و از سابقه نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین

-داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل

آن حضرت در معرفی مالک اشتر به دیگر فرماندهان نظامی به مهارت اداراکی و تشخیص وتجربه و تحلیل مسائل توسط مالک اشتر اشاره می فرمایند: «من مالک اشتر پسر حارث رابر شما وسپاهیانی که تحت امر شما هستند فرماندهی دادم، گفته او را بشنوید و ازفرمان او اطاعت کنید. او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که مالک نهسستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود. نه در آنجایی که شتاب لازم است کندی داردو نه آنجا که کندی پسندیده است شتاب می گیرد.» ( نهج البلاغه، نامه 53).

- خصوصیات و معیارهای ارزشی

 -عدالت و انصاف

درنامه 53 به مالک اشتر: «دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق،  میانهترین، در عدل، فراگیرترین، و در جلب رضایت مردم گسترده ترین باشد. که همانا خشمعمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد،  اما خشم خواص را خشنودی مردم بی اثرمیکند.»  و در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرمایند: «انصافبرقرار کن میان خدا و مردم و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی بهاو داری و اگر چنین انصافی برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خداظلم کند خصم او خداست از طرف بندگانش، و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشددلیلش را باطل سازد و او با خدا در محاربه است

حضرت درنامه به فرمانروای حلوان،  اسود ابن قطب می نویسد: «پس باید کار مردم درحقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید.» (احمد خانی، 1379،صص109-101).

 - تواضع و فروتنی

حضرت علی (ع) به یکی از والیان خود نوشته است: «در برابر رعیت فروتن باش.» (دلشاد تهرانی،1377،ص 134 ).

- سخاوت

حضرت علی (ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیار های انتخاب مدیران دانسته است کهسخاوت درمال، کار، اخلاق، همکاری، اندیشه و....را هم دربرمی گیرد.» (نهج البلاغه :نامه 53).

 - وفاداری

علی (ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن ماموران مخفی،راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر

 - گشاده رویی

درنامه 26 به یکی از کارگزاران سیاسی خود می فرماید: «پر و بالت را برابر رعیتبگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن وواشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان ازعدالت تو مایوس نگردند

- تسلط برخشم

ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشکریان نما که ازهمه در علم  و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و زوداز جای خود به در نرود

- میانه روی در درشتی و نرمی

در نامه 19 به یکی از مدیران فرمود: «همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت وقساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کرده اند، من درباره آنها اندیشیده ام،نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی وبدرفتاری، زیرا که هم پیمانیم، پس در رفتار با آنها، نرمی و درشتی را در هم آمیز،رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دورنمودن رعایت کن

صبر و بردباری

در خطبه 190 خطاب به لشکریان خود چنین فرموده اند: «بر جای خود محکم بایستید ودر برابر بلایا و مشکلات استقامت کنید.» همچنین در حکمت 153 چنین فرموده اند: «انسان صبور پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود

امانتداری

امیرالمومنین در نامه ای به برخی از کارگزاران خود نوشته: «کسی که امانت را خوارشمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، در های خواری ورسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسوا تر خواهد بود وبزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب نسبت به پیشوای مسلمانان است.» (دلشاد تهرانی،1377،ص279).

خوش بینی نسبت به دیگران

درنامه 53 به مالک اشتر می فرماید:  «هیچ عاملی بهتر و قوی تر از نیکی به رعیت وسبک ساختن هزینه های آنان و ترک تحمیل بر دوش آنان نیست. پس باید در این باب کارکنی که خوش بینی به رعیت را به دست آوری زیرا خوش بینی رنج بسیار را از تو دور میکند. چنانچه انسان خوشبین به دیگران باشد، همیشه اعصاب و افکار او در آسایش و راحتیاست به خلاف اینکه اگر نسبت به دیگران بدبین و بدگمان باشد، مرتب افکار او در اطرافنکات منفی و غیر صحیح دور می زند و مرتب در حالت جنگ درونی و گرفتار مسائل روانی وناراحتی اعصاب خواهد بود.3-2-11- رفق و مدارا

در نامه 46 به یکی از کار گزاران می فرماید: «در آنجا که مدارا کردن بهتر استمدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود شدت عمل به خرج ده و پر و

/ 0 نظر / 95 بازدید